روزهای آفتابی، شب های پُرستاره

 

دیشب خواندن کتاب "خدمتکار" را تمام کردم و امروز فیلمی را که با اقتباس از داستان کتاب ساخته شده بود، تماشا کردم.

همیشه ترجیح می دهم همین روند را طی کنم. چرا که کتاب جزییات بیشتری را در اختیارت قرار می دهد. بعد از خواندن کتاب، دیدن فیلم کمک می کند تا تصاویر توی ذهنت جان بگیرند و متن کتاب را بهتر لمس کنی.

داستان در مورد شهری واقع در یکی از ایالت های جنوبی امریکاست. دوران برده داری تمام شده ولی رفتار نژادپرستانه همچنان با شدت گذشته ادامه دارد. زنان سیاه پوست اکنون به عنوان خدمتکاری که مزد هفتگی می گیرد در خانه سفیدپوستان کار می کنند و زندگیشان با سختی می گذرد. قهرمانان داستان – دو زن سیاه پوست و یک دختر سفید پوست- تصمیم می گیرند زندگی خدمتکاران رنگین پوست را به صورت کتاب درآورند و همین قضیه مقدمه اتفاقاتی می شود که زندگی همه شان را تحت تاثیر قرار می دهد. طنز ملایمی که بین سطرهای کتاب جریان دارد باعث می شود به میزان زیادی از تلخی فضای داستان کاسته شود و روان بودن قلم نویسنده باعث می شود متوجه نشوی ساعت ها – بی وقفه- به خواندن کتابی پرحجم مشغول بوده ای. و البته با خواندن سطرهای پایانی کتاب از تمام شدنش متاسف خواهی شد.

نویسنده کتاب خانم کاترین استاکت است که خودش در  جنوب امریکا به دنیا آمده و در دامان خدمتکاری سیاه پوست پرورش یافته است. نوشتن این رمان پنج سال به طول انجامیده و بعد از آن تا زمانی که به مرحله چاپ برسد توسط  شصت ناشر رد شده است. ترجمه کتاب را خانم شبنم سعادت انجام داده اند. ترجمه ای روان و درخور ستایش.

امیدارم فرصت خواندن کتاب را داشته باشید و مثل من از آن لذت ببرید. بعد از خواندن کتاب دیدن فیلم خدمتکار خالی از لطف نیست. جالب است بدانید خانم اکتاویا اسپنسر- بازیگر نقش مینی جکسون- به خاطر بازی در این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن در سال 2011 شده است.

 

|یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱| ٥:٤٧ ‎ب.ظ|نازنین| نظرات ()