روزهای آفتابی، شب های پُرستاره

الیاس و زاویر دو سرخپوست جوان اهل کانادا هستند که بیشتر دوران کودکیشان را با هم سپری کرده اند. زمانی که کانادا وارد جنگ جهانی دوم می شود این دو تصمیم می گیرند به ارتش ملحق شوند. به دلیل زندگی طولانی مدت در جنگل، خیلی زود جای خود را به عنوان بهترین دیده بان و بهترین تک تیرانداز در ارتش پیدا کرده و شهرتی به هم می زنند. این شهرت برای یکی باعث شادی و برای دیگری مایه نگرانی می شود.

داستان با بازگشت زاویر از جنگ آغاز می شود. در سفری که با قایق - به همراه خاله اش نیسکا- برای رسیدن به خانه بر روی رودخانه دارد خاطراتش را مرور می کند.

کتاب دو راوی دارد. یکی زاویر که از حوادثی که در جنگ به چشم دیده سخن می گوید و دیگری نیسکا که برای آرام کردن زاویر مجروح، به بازگو کردن خاطرات دوران کودکی و بزرگسالی خود می پردازد.

نام کتاب جاده سه روزه است. نویسنده آن آقای جوزف بویدن و مترجمش آقای محمد جوادی می باشد. کتاب توسط انتشارات مروارید چاپ شده است.

برای من که علاقه زیادی به فرهنگ سرخپوستان دارم کتاب جالبی بود.

 

|شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۱| ۸:۱٦ ‎ب.ظ|نازنین| نظرات ()