عضو شریف!

 

حتماً تا به حال برایتان پیش آمده که جو گیر شده و قولی به فردی داده باشید که بعداً بفهمید اصلاً تمایلی ندارید به آن عمل کنید. حالا یا خارج از حد تواناییتان است یا انجامش به نفعتان نیست و یا خیلی ساده حوصله انجامش را ندارید. سوال من این است در چنین مواردی عکس العملتان چیست؟

آیا جزو گروهی هستید که فارغ از زن یا مرد بودن، صرف اینکه قولی داده اید مردانه روی حرفتان می ایستید؟ یا خیلی راحت خودتان را به کوچه علی چپ می زنید – انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته؟ (البته گروه سومی هم وجود دارند که دقیقاً از زمانی که دهانشان را باز می کنند خوب می دانند به قولی که در شرف دادنش هستند عمل نخواهند کرد و صرفاً قولی می دهند تا بتوانند امتیازی از طرف مقابل بگیرند – اصولاً چون این گروه را جزء ابناء بشر (!) حساب نمی کنم در موردشان هم بحثی ندارم).

اگر بخواهم منصفانه در مورد خودم حرف بزنم، اعتراف می کنم که جزو اقلیت اول هستم. فکر می کنم با توجه به اینکه زبان و دهان جزو اعضاء شریف بدن هستند، وقتی حرفی می زنم باید روی آن بایستم ولو اینکه عواقب آن چندان به نفعم نباشد. خیلی وقت ها بابت این قضیه شدیداً ضرر کرده ام یا متحمل زحمت زیاد شده ام. ولی در نهایت وقتی به گذشته نگاه می کنم از این نظر به خودم می بالم. چون آدمی هستم که دیگران قولم را می پذیرند.

سوال دوم: تا به حال چند بار قربانی آدم هایی شده اید که قولی به شما داده اند و زمانی که موعد وفای به عهد رسیده خودشان را طوری به آن راه زده اند که از یادآوری قضیه چشم پوشیده اید؟

این بار هم اگر بخواهم منصفانه حرف بزنم، اعتراف می کنم که صدها بار این اتفاق برایم افتاده است. می پرسید چرا اعتماد می کنم؟ پاسخ روشن است چون تحت هر شرایطی طرف را با خودم مقایسه می کنم! و وقتی به قولش عمل نمی کند حسابی دود از کله ام بلند می شود و تا چند روز در همین حالت باقی می مانم.

آخه برادر من! خواهر من! چرا قول بیخود به دیگران می دهی؟ چرا کوچک ترین احترامی برای زبان و دهانت قائل نیستی؟ چرا شخصیت طرف مقابلت را دست کم می گیری؟ حالا اگر آدمی هستی که مثل من دائم جوگیر می شوی و قول های سخت سخت به این و آن می دهی و البته برخلاف من جنمش را نداری روی حرفت بایستی حداقل آن قدر مرد باش که عذرخواهی کنی و بگویی نمی توانم! به خدا این کار شخصیتت را کم و زیاد نمی کند. دست کم نه بیشتر از زمانی که خودت را به آن راه می زنی....

از ما گفتن بود. نمی گویم ممکن است یک روز به تیر غیب دچار شوی. ولی مطمئن باش دست بالای دست بسیار است!

 

/ 36 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باشو

سلام .مثلا همین دیروز بمحض رسیدن به خونه خواهرزاد ه ام تلفنم زنگید وشوهرم گفت برادرش ایناقصد بازدید دارندچکنم .منم گفتم بگو بیان ومنم بعداز15دقیقه بلندشدم واومدم شما اومدی اونام اومدن...تازه ساعت به ساعت هم درتماس میگفتن قصداومدن داریم .ساعت 5/11شب گفتند نمیتونیم بیاییم میزبان مارو نگهداشته هیچی نگفتم .اره نازنین جون فراوانند

سعید

حالا کی بهت قولی داده و عمل نکرده که حالت گرفته است!؟من که همیشه خوش قول و مقید و پاک سرشت و نیکو سیرتم.تنها اشکالم اینه که گاهی دروغ می گم!![خنده] سلام.از لونه ی آقا گرگه راهِ خونه شما رو گرفتم،شنل قرمزی![لبخند]

فرزند شهید

سلام عید شما مبارک. انشا الله که سالی پر ازنشاط دل خوش سلامتی و جیبی پر از پول داشته باشید. اگر صلاح دونستید برای پست کما به ما هم رمز مرحمت فرمایید. یا حق

فرزند شهید

ای بابا گیر آدم بد قول افتادی. من هم صد دفعه گیر همچین آدمهایی افتادم. انقدر از این بابت آسیب دیدم که نگو. در مورد خوش قولی هم که باید بگم حتی اگر انجامش به ضررت باشه هم باز هم منفعته. چون سرمایه اجتماعیت را افزایش می دی که دست کمی از سرمایه مالی نداره.

پرستو

شاید این چیزا فقط در حد قول دادن مادی نباشه گاهی به قیمت زندگی تموم میشه مثل مردای نامردی که ت دلت میخواد قول عاشقونه به زنها میدن و اخرش فقط و فقط تنهایی هست[ناراحت]

حنانه

الان چند روزه نمیتونم برم میهن بلاگ حتی صفحه اصلیشم برام باز نمیشه با هیچ مرورگری. قسمت نظراتش رمز دار شده مگه ؟

دخترک پاییز

نمیدونم نازنین جونم؛ منم یه جورائی مثل توام و معمولاً قولی نمیدم و حرفی نمیزنم که به انجامش اطمینانی ندارم و دوست ندارم کسی رو سر کار بذارم... حتی تا زمانیکه خوب همهء جوانب و مسئولیت ها رو بررسی نکردم، به کسی قولی نمیدم... امــــــــا... تا دلت بخواد قولهای الکی بهم داده شده و حرفهای مفتکی شنیدم... منم حرص میخورم که این آدمها واسه دیگران و شعورشون که ارزش قائل نمیشن، لااقل چرا برای شخصیت و اعتبار خودشون ارزشی قائل نمیشن؟... چون مسمله که من یا هر کس دیگه ای، دفعهء دوم بهشون اعتماد نمیکنیم و دیگه ارزشی برای قولها و حرفهاشون قائل نمیشیم...

من

سلام سال نو مبارک عزیزم میشه به منم رمز مطالب رمزدارو بدی؟

شادمانه

گیر همینه که دیگران رو مثل خودمون فرض میکنیم نه مثل خودشون