زاهد ظاهر پرست...

 

همیشگی ترین صدایی که می تونی توی خونه شون بشنوی صدای قرآنه. یا شبکه قرآن می بینند، یا رادیو قرآن گوش می دهند، یا فرزندشون تمرین روخوانی قرآن می کنه یا توی منزل جلسه قرآن دارند.

هر وقت می ری خونه شون یا قرآن گوش می ده یا نماز می خونه و تو می مونی که چرا این نمازهای مستحبی تمومی نداره و کی فرصت می کنه به کارای خونه برسه؟ وقتی هم کنارت می شینه در حالی که زیر لب ذکر می گه و با یه دستش تسبیح می چرخونه، با دست دیگه سینی چای رو به سمتت هل می ده.

اگر غریبه باشی پیش خودت فکر می کنی با وجود این همه عبادت و ذکر قرآن چرا این همه مشکلات عجیب و غریب برای این خانواده پیش میاد؟ مشکلاتی که گاه با دیدنشون انگشت به دهن می مونی.

با خودت می گی: پس خدایی که دائم صداش می کنه چرا دستشو نمی گیره و قایق شکسته شو به یه ساحل امن نمی رسونه؟

اما اگه چند روزی مهمونش باشی می بینی که توی همون جلسات قرآنش، یا بین ذکرایی که میگه یه کوچولو هم فرصت اینو پیدا می کنه که دل خواهر یا برادرشو بشکنه، دختر همسایه رو بی آبرو کنه یا بین یه زن و شوهرو حسابی شکرآب کنه طوری که کارشون به طلاق بکشه. می بینی همون طوری که داره ذکر می گه می تونه یه جوری بهت نگاه کنه که تموم اعتماد به نفسی رو که سال ها برای جمع کردنش تلاش کردی به باد فنا بده.

دلم می خواد یواشکی بشینم کنارش، بغلش کنم و توی گوشش بگم: قربون اون موهای سفیدت برم، کاشکی به جای این همه عبادت بی حاصل، یکمی از وقتت رو هم صرف بند زدن دلایی می کردی که دائم در حال شکستنشونی.

 

بعداً نوشت: سارای عزیز  به این مورد توی وبش خیلی مفصل تر پرداخته که خوندنش خالی از لطف نیست.

  

/ 30 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افسون

حرصم می گیره از خدای که واسه خودمون ساختیم. به قول خودم روزگاری بود که خدا تعداد محدودی شریک داشت . اما در قرن 21 به ازای هر 6میلیارد انسان یک خدا وجود دارد. هر کسی هر جور خودش می خواد خدا و دین رو تعریف می کنه . به ما که رمز می دی خانومی؟![سوال]

صبا

و اما در مورد این پست ، اطرافم پر شده از همچین آدم هایی که توصیفشون کردی روزی هزار بار جانماز آب میکشن و چیزی که در مورد شون میشه بگی که نرود میخ آهنین در سنگ!

باشو

سلام .توسفرزیارتی باهمچوادمایی برخوردکردم که حاضرشدن بطورطولانی 30نفرو معطل یه دعای مستحبی بکنند دریغ ازیک عذرخواهی هرروز صبح ماهارو انگارامریکایی میدیدن دریغ ازیک سلام علیک حتی دختر17-18سالشون.عنق بداخم (10روز امریکایی بودیم )ازنظربرخوردشون

پسرشالیزار

اگر دیوانگی کردم دلم خواست زِ خود بیگانگی کردم دلم خواست اگر که اعتماد چشم بسته به خصم خانگی کردم دلم خواست اگر تا اوجِ خودسوزی پریدم نظر کرده به بال عشق بودم اگر لب تشنه از دریا گذشتم به دنبال زلال عشق بودم اگر دیوانگی کردم دلم خواست زِ خود بیگانگی کردم دلم خواست اگر که اعتماد چشم بسته به خصم خانگی کردم دلم خواست به غیر از من خود خوش باور من کسی منت نداره بر سر من کسی حال مرا هرگز نفهمید دلیل گریه هایم را نپرسید گناه عالمی را بردم از یاد گناهم را کسی بر من نبخشید کسی بر حلقه ی این در نکوبید من و شب پرسه های تلخ تردید در آن دریای بی پایان ظلمت صدای یار دیداری نپیچید به غیر از من خود خوش باور من کسی منت نداره بر سر من در آن تنهایی بی رحم و ممتد به دلداری کسی از در نیامد من تنهای من تنها کسی بود که هر شب در اتاقم پرسه می زد اگر چه از شما خانه خرابم دچاره یاوه های بی جوابم به خود اما به آنهایی که باید بدهکاری ندارم بی حسابم پشیمان نیستم از آنچه بودم پشیمان نیستم از ماجرایم همین هستم ، همین خواهم شد از نو اگر بار دگر دنیا بیایم ، اگر بار دگر دنیا بیایم [گل]

پینار

سلام نازنینم برات سالی پر از شادی قلبی و لبخندهای رضایت آرزو میکنم اولین روزهای کاری سال نو هم به خیر یعنی کسی از خاطرات شخصیت کپی کرده و به عنوان نوشته های خودش جا زده؟!!!! عجیبه چون نوشته های تو خیلی خاص و خصوصی ان... اگر صلاح میدونی رمزت رو به من هم بده تا بتونم ادامه وبلاگت رو دنبال کنم

شبناز ماندگار

نازی باحال بود

دارنده پدر معتاد

به آرشیوت سرک کشیدم خواستم بگم بابای من اینجوریه به اسم دین هرکاری میخواد میکنه ضمنا معتاده معتاد به مسجد